سلام‌نو پلاس

خطبه های دهم، یازدهم، دوازدهم، سیزدهم نهج البلاغه

سخنان حضرت علی(ع) در کتاب نهج البلاغه در سه باب بیان شده است که یک باب به خطبه ها، باب دیگر به نامه ها و رسائل و وصایا و باب آخر به کلمات قصار، حکمت آمیز و مواعظ اختصاص داده شده است.

وَ مِنْ خُطْبَه لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُ

از خطبه های آن حضرت است

در تحریک شیطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخیم آنان

اَلا وَ اِنَّ الشَّیْطانَ قَدْ جَمَعَ حِزْبَهُ، وَ اسْتَجْلَبَ خَیْلَهُ وَ رَجِلَهُ،

بدانید شیطان حزبش را گرد آورده، و سوار و پیاده اش را (در جَمَل) فرا خوانده،

وَ اِنَّ مَعی لَبَصیرَتی، ما لَبَّسْتُ عَلی نَفْسی وَلا لُبِّسَ عَلَیَّ.

بصیرتم به حقایقْ همراه من است، نه حق را بر خویش مشتبه کرده و نه کسی بر من مشتبه نموده.

وَ ایْمُ اللّهِ لاَُفْرِطَنَّ لَهُمْ حَوْضاً اَنَا ماتِحُهُ، لایَصْدِرُونَ عَنْهُ،

به خدا قسم حوضی از جنگ برایشان پر بسازم که آبکش آن جز خودم نباشد، افتادگان در آن بیرون نیایند،

وَلایَعُودُونَ اِلَیْهِ.

و فراریان به آن بازنگردند.

خطبه وقتی که در نبرد جمل پرچم را بهدست فرزندش محمّد حنفیه داد

وَ مِنْ کَلام لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُ

از سخنان آن حضرت است

لاِبْنِهِ مُحَمَّـدِ بْـنِ الْحَنَفِیَّـهِ لَمّا اَعْطاهُ الرّایَهَ یَوْمَ الْجَمَـلِ

به وقتی که در نبرد جمل پرچم را به دست فرزندش محمّد حنفیه داد

تَزُولُ الْجِبالُ وَلا تَزُلْ. عَضَّ عَلی ناجِذِکَ. اَعِرِ اللّهَ جُمْجُمَتَکَ.

اگر کوهها از جای بجنبد تو ثابت باش. دندان بر دندان بفشار. سر خود را به خداوند بسپار.

تِدْ فِی الاَْرْضِ قَدَمَکَ. اِرْمِ بِبَصَرِکَ اَقْصَی الْقَوْمِ. وَغُضَّ بَصَرَکَ.

قدمهایت را بر زمین میخکوب کن. دیده به آخر لشگر دشمن بینداز. به وقت حمله چشم فروگیر.

وَ اعْلَمْ اَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ سُبْحانَهُ.

و آگـاه بـاش که پیـروزی از جانب خدای سـبحان است.

خطبه وقتی که در نبرد جمل پیروز شد

لَمَّا اَظْفَرَهُ اللّهُ بِاَصْحابِ الْجَمَلِ، وَ قَدْ قَالَ لَهُ بَعْضُ اَصْحابِهِ: وَدِدْتُ اَنَّ اَخی فُلاناً

به وقتی که در نبرد جمل پیروز شد، یکی از یارانش گفت: «دوست داشتم برادرم در این صحنه بود

کانَ شاهِدَنا لِیَری ما نَصَرَکَ اللّهُ بِهِ عَلی اَعْدائِکَ. فَقالَ لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُ: اَهَوی اَخیکَ

و می دید چگونه خداوند تو را بر دشمنانت یاری داد». امام به او فرمود: آیا میل برادرت

مَعَنا؟ فَقالَ: نَعَمْ، قالَ:

با ماست؟ گفت: آری، فرمود:

فَقَدْ شَهِدَنا، وَ لَقَدْ شَهِدَنا فی عَسْکَرِنا هذا اَقْوامٌ فی اَصْلابِ

بی شک با ما حضور داشته، بلکه اقوامی با ما در این لشکر حضور داشتند که هم اکنون در صلب

الرِّجالِ وَ اَرْحامِ النِّساءِ، سَیَرْعَفُ بِهِمُ الزَّمانُ، وَ یَقْوی بِهِمُ الاْیمانُ.

پدران و رَحِم زنها هستند، آنان که زمانهای آینده ظهورشان می دهد، و ایمان بهوسیله آنان تقویت می شود.

خطبه در نکوهش بصره و اهل آن پس از نبرد جمل

فی ذَمِّ الْبَصْرَهِ وَ اَهْلِها

در نکوهش بصره و اهل آن پس از نبرد جمل

کُنْتُمْ جُنْدَ الْمَرْاَهِ، وَ اَتْباعَ الْبَهیمَهِ، رَغا فَاَجَبْتُمْ، وَ عُقِرَ فَهَرَبْتُمْ.

شما لشگر زن بودید، و پیرو چهارپای زبان بسته، شتر آواز داد اجابت کردید، چون پی شد فرار نمودید.

اَخْلاقُکُمْ دِقاقٌ، وَعَهْدُکُمْ شِقاقٌ، وَ دینُکُمْ نِفاقٌ، وَ مَاوُکُمْ زُعاقٌ.

اخلاقتان پست، پیمانتان سست، دینتان دوروئی، و آبتان شور است.

وَالْمُقیمُ بَیْنَ اَظْهُرِکُمْ مُرْتَهَنٌ بِذَنْبِهِ، وَ الشّاخِصُ عَنْکُمْ مُتَدارَکٌ

آن که در میان شما زندگی می کند در گرو گناه خود است، و آن که از بین شما رفته مشمول

بِرَحْمَه مِنْ رَبِّهِ. کَأَنِّی بِمَسْجِدِکُمْ کَجُوْجُوِ سَفینَه، قَدْ بَعَثَ اللّهُ

رحمت خداست. چنین می بینم که مسجدتان چونان سینه کشتی در آب است، و خداوند عذاب

عَلَیْهَا الْعَذابَ مِنْ فَوْقِها وَ مِنْ تَحْتِها، وَ غَرِقَ مَنْ فی ضِمْنِها.

را از بالا و پایین بر آن فرستاده، و همه سرنشینانش غرق شده اند.

– وَ فی رِوایَه- وَ ایْمُ اللّهِ لَتَغْرَقَنَّ بَلْدَتُکُمْ حَتّی کَاَنّی اَنْظُرُ

(و در روایت دیگری است:) و به خدا قسم که شهر شما غرق خواهد شد، تا آنکه گویا به مسجد آن

اِلی مَسْجِدِها کَجُوْجُوِ سَفینَه، اَوْ نَعامَه جاثِمَه.

می نگرم که مانند سینه کشتی یا شترمرغی که بر سینه نشسته در آب فرو رفته است.

– وَ فی رِوایَه- کَجُوْجُو طَیْر فی لُجَّهِ بَحْر.

(و در روایت دیگری است:) مانند سینه مرغی در میان امواج دریا.

– وَ فی رِوایَه أُخْری- بِلادُکُمْ اَنْتَنُ بِلادِ اللّهِ تُرْبَهً: اَقْرَبُها مِنَ الْماءِ،

(و در روایت دیگری است:) شهرهای شما از نظر خاک بدبوترین سرزمینهای خداست: به آب نزدیکتر،

وَ اَبْعَدُها مِنَ السَّماءِ، وَ بِها تِسْعَهُ اَعْشارِ الشَّرِّ. الْمُحْتَبَسُ فیها

و از آسمان دورتر است، و نُه دهم شر در آن است. هر که در آن گرفتار است به

بِذَنْبِهِ، وَالْخارِجُ بِعَفْوِ اللّهِ. کَاَنِّی اَنْظُرُ اِلی قَرْیَتِکُمْ هذِهِ قَدْ طَبَّقَهَا

گناه اوست، و هرکه بیرون رفت به عفو خدا بود. گویی به این شهر شما می نگرم که آب همه جای آن را

الْماءُ حَتّی ما یُری مِنْها اِلاّشُرَفُ الْمَسْجِدِ، کَاَنَّهُ جُوْجُوُ طَیْر فی

فرا گرفته به گونه ای که فقط کنگره های مسجد نمایان است، گویی سینه مرغی است در

لُجَّهِ بَحْر.

میان امواج دریا.

نهج البلاغه پس از کتاب آسمانی قرآن کریم، یکی از کتاب های پرفضیلت می باشد که گنجینه ی بسیار ارزشمندی برای مسلمانان است.

این کتاب، میراث گرانبهایی از حضرت علی(ع) می باشد که درس انسان سازی داده وانسان را از لحاظ تمامی ابعاد اجتماعی، سیاسی و… هدایت کرده و با زیباترین کلام، راه تقرب الهی را به انسان می آموزد.

سخنان حضرت علی(ع) در کتاب نهج البلاغه در سه باب بیان شده است که یک باب به خطبه ها، باب دیگر به نامه ها و رسائل و وصایا و باب آخر به کلمات قصار، حکمت آمیز و مواعظ اختصاص داده شده است.

خطبه در تحریک شیطان نسبت به اهل جمل و عواقب وخیم آن

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Are you human? Please solve:Captcha


دکمه بازگشت به بالا