فرهنگ و هنر

ناکامی فرمان‌آرا و اهمیت تولید سریالهای «سووشون» و «بامداد خمار»

حامد مظفری منتقد و روزنامه‌نگار باسابقه مطرح کرد: گرچه انتقاد از اقتباس های صورت گرفته از رمان های سووشون و بامداد خمار، حق اصلی مخاطبانی است که هم نوشته های منبع را خوانده اند و هم سریالهای تولیدی را دیده‌اند اما یادمان نرود که در برهوت اقتباس به سر می‌بریم...

حامد مظفری روزنامه‌نگار و منتقد سینما در میزگردی حول اهمیت اقتباس در سینما و تلویزیون در رادیوتهران بیان داشت: اقتباس از دیرباز وجود داشته ولی اقتباس از آثار شناخته شده در سالهای اخیر خیلی اندک بوده و مثلا بهرام بیضایی فقید بود که اواخر عمرش نسخه ای تازه از «داش آکل» را از زبان مرجان-شخصیت زن داستان- در آمریکا روی صحنه برد. در این شرایط حتی بهمن فرمان آرا که زمانی فیلم اقتباسی شازده احتجاب را براساس داستان هوشنگ گلشیری ساخته بود هم نتوانست هیچ کدام از اقتباس‌های دلخواهش را به نتیجه برساند..‌

این روزنامه‌نگار باسابقه حیطه فرهنگ و هنر تاکید کرد: فرمان آرا مدتها دنبال ساخت سریال از رمان «داستان جاوید» اسماعیل فصیح بود ولی نتوانست کاری کند و بعد هم رفت که رمان «چشمهایش» بزرگ علوی را بسازد که آن هم به جایی نرسید و درنتیجه مجددا به سراغ یک فیلم شخصی دیگر درباره مرگ رفته… در این شرایط اینکه سریالهای سووشون و بامداد خمار براساس دو رمان شناخته شده از دو نویسنده بزرگ به نتیجه میرسند و پخش هم میشوند یعنی اینکه باز هم دم پلتفرم ها گرم.

مدیر رسانه‌‌ی تحلیلی سینماروزان-ژورنال سینمای ایران- ادامه داد: متاسفانه ارگانهای سینمایی با وجود صرف هزینه های فراوان حتی نتوانستند یکی از همان رمان های مشهور را سینمایی کنند ولی پلتفرم نماوا با دشواری فراوان سریال سووشون را ساخت و پلتفرم شیدا نیز سریال بامداد خمار را تولید کرد و حیسن ماجرا اینکه هر دو سریال از همان ابتدای پخش جلب نظر کردند و در کانون بحث و نظر و نقد قرار گرفتند.

این عضو پیوسته انجمن نویسندگان و منتقدان سینما افزود: اینکه نرگس آبیار هر دو سریال سووشون و بامداد خمار را ساخته و در هر دو سریال هم وامدار رمان های سیمین دانشور و فتانه حاج سیدجوادی بوده و بدون دخل و تصرف پیش رفته، یعنی اینکه برخلاف ادعاهای ساده‌انگارانه اتفاقا میشود اقتباس کرد و از رمان های نامدار اقتباس کرد و موفق هم بود و لطمه ای به منبع نزد. حالا که حدود چند ماه از فصل اول هر دو سریال سووشون و بامداد خمار گذشته و هر دو نیز به فصل دوم رسیده اند، و در این فاصله چندین و چند سریال مختلف در تلویزیون و شبکه خانگی ارائه شده اند ولی باز مخاطب طعم اقتباس زیر زبانش مانده و دوست دارد بامداد خمار۲ و سووشون۲ را ببیند یعنی پیوند ادبیات و هنرهای نمایشی. البته که بعضا در سینما و تلویزیون برخی داستانهای کمتر شناخته شده، اقتباس میشوند مثل سریالهای طوبی و سوران یا فیلم زیبا صدایم کن، که طبیعی است چندان توجه جلب نکنند دقیقا به خاطر اینکه منبع اقتباس آن قدرها شناخته شده نبود…

حامد مظفری خاطرنشان ساخت: اگر می بینیم همچنان سریال دایی جان ناپلئون را الگویی برای اقتباس موفق می دانند قطعا یک دلیلش به خاطر اشتهار رمان ایرج پزشکزاد است پس لازم است که بسیار بیشتر از اینها برای اقتباس های سینمایی و تلویزیونی از داستان های شناخته شده، سرمایه گذاری کرد و قطعا هم که از افراد توانمند و امتحان پس داده برای اقتباس استفاده نمایند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


دکمه بازگشت به بالا