دکتر فاطمه رحمتی*، اقتصاد دان جوان در یادداشتی نوشت: اصولا هر فعالیتی در اقتصاد یک کارکرد و یک جایگاه نسبتا مشخص و تعریف شده دارد که بر اساس آن ارزیابی می شود. بنابراین فعالیت های مختلف تا وقتی در جایگاه خود بمانند و کارکرد معمول خود را داشته باشند ارزش افزایی می کنند و با تعامل پویا و هم افزا با بخش های دیگر در رشد کل اقتصاد مشارکت دارند. اما اگر از جایگاه خود فاصله گرفته و کارکردهای غیر معمول داشته باشند به یک عامل مزاحم، ارزش زدا و نامولد تبدیل می شوند. فعالیت های تجاری و عوامل توزیع هم از این قاعده مستثنی نیستند. با وجودی که توزیع ، یکی از حلقه های ضروری زنجیره تامین ارزش است و در جایگاه واقعی خود ماهیت کاملا مولد دارد اما در هر حال،رتبه آن بعد از تولیدات صنعتی و کشاورزی است . در واقع تجارت و توزیع کالا باید زاییده تولیدات قوی داخلی باشد نه زاییده واردات قانونی و غیر قانونی که از ناحیه فروش منابع طبیعی تامین مالی می شود.
نکته بسیار مهمی که در مورد جایگاه تجارت و توزیع وجود دارد این است که تا وقتی هنوز تولید و شیوه های آن تقویت نشده و به سرانجام نرسیده است و تا هنگامی که تاکید بر انباشت سرمایه و انجام سرمایه گذاری است ، عرصه و جولانگاه بخش توزیع و تجارت محدود است . زیرا خاستگاه این بخش وجود تولیدات فراوان ،متنوع و پویاست .
در کشور ما ساختار توزیع به گونه ای است که در هر مرحله از توزیع و انتقال بنا به دلایل گوناگون واسطه ها حضور پر رنگ دارند . بخش توزیع در ایران گویی تنها در فکر سودهای بالا به هر قیمتی است ، حتی به قیمت تضعیف تولید ، اشتغال داخلی و بی حرکتی به مصرف کننده داخلی است .
مهم ترین مشکلات این حلقه در صنعت عبارتند از:
■قیمت بالای خرده فروشی
■شبکه عرضه بسیار سنتی و ناکارآمد
■عدم وجود هر گونه آموزش مدرن و به کار گیری روش های جدید
■سطح پایین دانش و آگاهی های علمی
■سرعت گردش پایین موجودی کالا
■شبکه فروش سازمان نیافته و متفرق
■عدم گسترش تجارت الکترونیک
■عدم وجود موسسات خدماتی و مشاوره ای در زمینه خرده فروشی
نظر شما